مبانی نظری اظطراب مرگ,خودشکوفایی,تصویر ذهنی از خدا

مبانی نظری اظطراب مرگ,خودشکوفایی,تصویر ذهنی از خدا

دسته بندی : علوم انسانی

فرمت فایل : docx

حجم فایل : 69 کیلو بایت

تعداد صفحات : 47

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

مبانی نظری اظطراب مرگ,خودشکوفایی,تصویر ذهنی از خدا

توضیحات: فصل دوم تحقیق کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو تحقیق

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع : انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)

نوع فایل: WORD و قابل ویرایش با فرمت doc

قسمتی از متن مبانی نظری

1-2- مقدمه 16
1-2-2- تعریف اضطراب مرگ 17
2-2-2- ویژگی های اضطراب مرگ 17
3-2-2- پیشایندهای اضطراب مرگ 23
4-2-2- پیامدهای اضطراب مرگ 23
5-2-2- تلویحات بالینی 24
6-2-2- دینداری درون سو، برون سو، اعتقاد به زندگی پس از مرگ، اضطراب و رضایتمندی 25
7-2-2- تاثیر بیوه گی بر اضطراب مرگ 27
3-2- خود شکوفایی 28
1-3-2- تعریف خود شکوفایی 29
2-3-2- دیدگاه برخی روان شناسان در مورد خود شکوفایی 30
1-2-3-2- دیدگاه آلپورت (انسان بالغ) 30
2-2-3-2 دیدگاه راجرز (انسان با کنش کامل) 31
3-2-3-2 دیدگاه مازلو (انسان خود شکوفا) 31
3-3-2- چهارده ویژگی افراد خود شکوفا 33
4-3-2- ماهیت آشفتگیهای هیجانی 35
5-3-2 مقایسه دو انگیزه اساسی 36
6-3-2 انسان ها موجوداتی اجتماعی هستند 37
4-2- تصویر ذهنی از خدا 40
1-4-2- تعریف مفهومی از تصویر ذهنی از خدا 40
2-4-2- پیشینه نظری از مفهوم تصویرذهنی از خدا 40
3-4-2- تصویر ذهنی از خدا در بافت ارتباطی 41
4-4-2- ریشه های سنت روان تحلیل گری در مفهوم سازی تصویر ذهنی از خدا 41
5-4-2- نظریه دلبستگی و تصویر ذهنی از خدا 42
6-4-2- ادراک خدا و تصویر ذهنی از خدا به عنوان سازه های فرهنگ وابسته 44
1-6-4-2- رابطه ی سلامت روانی با تصویرذهنی از خدا و کیفیت دلبستگی 45

1-1- مقدمه
مرگ یکی از دغدغه های اصلی انسان است که به مثابه ی یک نیروی بر انگیزاننده ی قوی در نزد شعر او فلاسفه در طول قرن ها مطرح بوده است. لئو تولستوی رمان نویس و متفکر بزرگ قرن نوزدهم در آثار ادبی خود به انحاء متفاوت به این مسئله پرداخته است (سعیدی نژاد، زهره، 1387).

2-1- اضطراب مرگ
«اضطراب مرگ»، اصطلاحی است که به منظور مفهوم سازی ترس و هراس انسان از آگاهی نسبت به مرگ، به کار رفته است (عبدالخالق، 2005). انسان ها تنها موجوداتی هستند که باید یاد بگیرند که چگونه با هشیاریشان نسبت به فنا پذیری خود، زندگی کنند و سازگار شوند (بکر، 1973). بنابراین یکی از تکالیف اصلی نظام های فرهنگ، فراهم آوردن یک ساختار نمادین است که به مرگ و معنای آن بپردازد (بکر 1973، راس 2002).
نیاتانگا و دیوات مطرح کردند که مواجه ی با مرگ و اضطراب ناشی از اجتناب ناپذیر بودن مرگ یک کیفیت روان شناختی جهانش مول برای تمامی انسان ها محسوب می شود. علی رغم پیشرفت های صورت گرفته در زمینه ی خدمات بهداشتی، افزایش طول عمر و امکانات پیشرفته ی درمانی، مرگ یک واقعیت انکار ناپذیر درنزد متخصصان بهداشت و سلامت محسوب می شود. اگر چه کمک خانواده ها ی افراد به منظور کنار آمدن با مر گ از وظایف اساسی نظام پرستاری در سراسر جهان است و ادبیات پژوهشی به پیامدهای رفتاری و هیچانی اضطراب مرگ اذعان دارد، اما پیشینه ینظر یو مفهوم اضطراب مرگ به شکل نظامندی در ادبیات پژوهشی مربوط تا کنون مورد توجه قرار نگرفته است (عبدالخالق، 2005).

1-2-2- تعریف اضطراب مرگ
کارپینتو- مویت (2008) اضطراب مرگ را به مثابه ی «حالتی که در آن فرد هراس، نگرانی، و یا ترس مرتبط با مرگ و مردن را» تجربه می کند، تعریف می کنند. بر اساس یک تعریف دیگر، اضطراب مرگ به عنوان یک احساس ناراحتی مبهم از ترس به وجود آمده به دلیل ادراک واقعی یا تجسمی تهدید شدن زندگی، تعریف می شود. در حالیکه مفاهیم اضطراب مرگ و ترس از مرگ غالبا مترادف هم انگشاته می شوند، اما باید این مفاهیم را از یکدیگر متمایز دانست. اضطراب مرگ به ترس ناشی از نابودی مطلق اشاره دارد د حالیکه ترس از مرگ بیشتر یک باور عینی در زمینه ی هراسناکی مرگ است. ترس از نابود شدن دارای ارتباط وسیع تری با آگاهی معنوی یا ذهنی از مرگ است. در حالیکه ترس از مرگ با آگاهی جستمانی مرگ رابطه دارد (سیسیرلی ، 2006).

2-2-2- ویژگی های اضطراب مرگ
نتایج تحلیل مفهوم اضطراب مرگ، نشان دهنده ی 6 ویژگی اضطراب مرگ است. این ویژگی ها عبارتند از : 1- هیجان، 2- شناختی، 3- تجربه ای 4- تحولی 5- شکل دهنده فرهنگی اجتماعی 6- منبع انگیزه.

3-1- خود شکوفایی
انسان نیز مانند سایر موجودات طبیعی از استعدادهای ذاتی و غیرذاتی برخوردار است. افراد بشر از آن نظر که افراد نوع واحدند، استعداد ها و کمالات مشابهی دارند و از آن نظر که تفاوت هایی از لحاظ استعداد در آن ها است.، هر دسته استعدادهایی دارند که باید به فعلیت برسانند که دیگران آن ها را ندارند، لذا تک تک افراد رسالتی دارند، نوع بشر نیز رسالتی دارد، رسالت افراد، پیشرفت و تکامل فرداست از راه خود شکوفا کردن تمام استعدادهای ذاتی، و رسالت نوع، پیشرفت و تکامل نوع است از راه شکوفا کردن تمام استعداد های نوع (استعداد های غیر ذاتی). در انسان امکان فعلیت همزمان هر دو دسته استعدادها وجود دارد. با این تفاوت که فعلیت یافتن استعدادهای غیر ذاتی، زمینه ساز و مساعد فعلیت استعدادهای ذاتی است. هدف از زندگی شکوفا شدن تمام استعدادهای بالقوه انسان و رسیدن به کمال است.
تلاش برای حصول سطح پیشرفته کمال و تحقق بخشیدن یا از قوه به فعل رساندن تمامی استعدادهای بالقوه آدمی امری ضروری است و جزئی از سلامت روان محسوب می شود. به نظر او، برای داشتن شخصیتی سالم، نداشتن بیماری عاطفی کافی نیست، بلکه تنها نخستین گام ضروری به سوی رشد و کمال محسوب می شود و انسان پس از این گام راهی دراز در پیش دارد.

1-3-2- تعریف خود شکوفایی
خود شکوفایی یعنی حداکثر تحقق و رضایت خاطر از استعدادها، امکانات و توانایی های فردی. نویسندگان متعددی کوشیده اند تا به تعریف و توصیف فرد خودشکوفا بپردازند. کومپس و اسنیکس (1998) در تعریف فرد خود شکوفا به ویژگیهای یک فرد خود بنده اشاره می کنند. طبق این تعریف فر د خود شکوفا فردی است که به خود بسندگی رسیده باشد. فرد خود بسنده برداشت مثبتی از دیگران دارد. این افراد دارای خود انگاره مثبتی هستند و به پذیرش خود رسیده اند. همچنین فرد خود بسنده فردی است که دیگران را نیز می پذیرد. به علاوه فرد خود بنده از تمامی ادراکات خود آگاه است و قادر است که تمام ادراکات خود را بدون تحریف بپذیرد. از نقطه نظر رفتار گرایی فرد خود بنده از طریق رفتار کارآمد مشخص می شود. از این رو این افراد اسیر رفتارهای دفاعی خود نیستند و دارای گشودگی به سوی تجربه هستند. این افراد خود انگیخته و خلاق هستند و به دلیل داشتن احساسات ایمن می توانند فرصتها، تجربه ها وکنکاشهای فراوانی داشته باشند. این افراد دارای احساس ایمن بوده و دیگران را می پذیرند. آن ها قادرند کارکرد مستقلی داشته و احساسات، باورها و نگرش های هدایت کننده ی رفتار خود را بشناسند. در نهایت انسان خود بسنده فردی مهربان است. این افراد می توانند از روی عطوفت با دیگران رابطه برقرار کنند نه از سر خصومت و ترس. در بخش پیرامون تمایل به خود شکوفایی، راجرز اشاره می کند که تمایل به خود شکوفایی از طریق رشد و انگیزش متمایز شدن، استقلال و مسئولیت شخصی تجلی پیدا می کند. برداشت راجرز از انسان برخوردار از کارکرد کامل مشابه مفهوم انسان خود بسنده ی مطرح شده از سوی کومپس و اسنیکس است. راجرز برای انسان برخوردار از کارکرد کامل سه ویژگی قائل است.

4-1- تصویر ذهنی از خدا
تفاوت در ادراک افراد از معنویت و ادراک آنها از خدا( تصویر ذهنی از خدا) ریشه های تاریخی دارد. اما در قضاوتهای افراد خیلی نمایان نیست. به این دلیل که اعتقادات معنوی افراد با اعتقاد آنها راجع به تصویر ذهنی از خدا، در هم تنیده است (هیل و هال، 2002).
1-4-2- تعریف مفهومی از تصویر ذهنی از خدا
تصویر ذهنی از خدا، برداشتی شهودی از خدا است که از طریق مجموعه ای از یادآوریها، تداعی های مرتبط با آن و تجربه ها مشخص می شود ( لارنس، 1997).
تصویر ذهنی از خدا عبارت است از ادراک یا باز نمایی های خدا. عده ای خدا را دوست داشتنی، مهربان و بخشنده ادراک می کنند در حالی که سایرین خداوند را قهار، کینه جو و فاقد شخصیت تصور می کنند (ریچاردز و برگین ، 2005).
عوامل زیادی تصور و ادراک افراد از خدا را تحت تاثیر قرار می دهند، از جمله روابط والدین، روابط با افراد و گروههای مهم، عزت نفس، آموزشهای مذهبی و اعمال مذهبی. افرادی که روابط محبت آمیز و حمایت گرانه والدین را تجربه کرده اند و کسانی که دارای عزت نفس مثبت هستند، تمایل دارند خدا را مهربان، حمایت کننده و بخشاینده ببینند (هیل و هال، 2002).
لارنس (1991) مفهوم خدا را به مثابه تعریفی ذهنی- عقلانی از خدا که بر مبنای فرهنگ و آموزه های دینی است، تعریف می کند. او همچنین تصویر ذهنی از خدا را چنین توصیف می کند: فرد مشابه روش درون کاوی روان شناختی که به تصویر ذهنی از الگوهای فردی دست می یابد به همان شکل نیز از خدا تصویر ذهنی ایجاد می کند (گیل، 2005).
2-4-2- پیشینه نظری از مفهوم تصویرذهنی از خدا
اولین بار تصویر ذهنی از خدا توسط آنا ماری رایزتو (1979) مورد بررسی روان شناختی قرار گرفت. از نظر رایزتو تصویر ذهنی از خدا در بر گیرنده ی برداشت احساسی و تجربه فرد از خدا می باشد که بر گرفته از نظریه روان تحلیل گری است. تصویر ذهنی از خدا از طریق تجربیات افراد شکل می گیرد و به صورت احساس معنوی از خدا در می آید ( رایزتو، 1979) تصویر ذهنی افراد از خدا ظاهرا با چگونگی تفسیر آنها از رویدادهای مبهم و نحوه معنا بخشیدن به رویدادها، در ارتباط است. پژوهشهای اخیر به سمت بررسی پیچیدگی رابطه بین تصویر ذهنی از خدا با بهزیستی و جهان بینی رفته اند (هیل و هال، 2002).

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *